تبليغاتX
سر نوشت

سر نوشت

سرنوشت ننوشت گرنوشت بد نوشت این حقیقت سرنوشت را نتوان از سر نوشت

....

بیچاره درخت...!!

دلتنگِ تبرمیشود

وقتی که....

پرندگان سیمِ برق را به او ترجیح

می دهند....!!

[ جمعه 1391/02/22 ] [ 15:54 ] [ .... ] [ ]


دسته تبر

به درختان جنگل گفتم:

چرا شما با این عظمت از تکه آهنی به نام تبر میرنجین؟!

گفتند:

رنج ما از تبر نیست از دسته آن است که از جنس خودمان است...

[ دوشنبه 1391/01/21 ] [ 18:53 ] [ .... ] [ ]


زخم زبان

یادمان نرود !

خطای زبان ، خطرناک تر از لغزش ِ پا ست ...

زخم ِ زبان نزنیم . . .

[ یکشنبه 1391/01/20 ] [ 18:58 ] [ .... ] [ ]


از چه بنویسم؟؟

از چه بنویسم؟؟

از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟


یا از دلی که سوتُ کور است؟


[ جمعه 1391/01/11 ] [ 23:18 ] [ .... ] [ ]


رفتم که رفتم( خدا حافظ )

سلام

حال  حوصله حرف زدنا ندارم

این هم خدا حافظی من از شما

وب لاگ نویسی من از یه جا شروع شد که خوب بود

اما حالا دیگه نه

از وب لاگ نویسی به یه چیزی می خواستم برسم که رسیدم

حالا دیگه بهونه ای  برا موندن ندارم  

حرفی برا گفتن هم ندارم

بعضی وقتها باید رفت بعضی وقتها باید موند

حلال کنید چه خوب چه ید

اقا یا

[ دوشنبه 1390/07/18 ] [ 0:55 ] [ .... ] [ ]


تاسف ...

 

به یاد غریبه هایی که مرا فهمیدند ...
 
و تاسف بر آشنایان غریب...
 
که در شکستنم کوشیدند... 
[ چهارشنبه 1390/07/13 ] [ 1:32 ] [ .... ] [ ]


گاهی ........

گاهي گذشت ميكنم ....
گاهي گذر....
و كاش
بداني فرق اين دو را...
[ سه شنبه 1390/07/05 ] [ 1:0 ] [ .... ] [ ]


دنیا

هر جور می خوای بچرخ

کاری بات ندارم

[ دوشنبه 1390/06/28 ] [ 23:38 ] [ .... ] [ ]


خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

 


هرگز 
نفهمیدم چرا همیشه

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ؟؟؟!!!

(گند بزنم به این زنگی اه )

[ جمعه 1390/06/25 ] [ 23:31 ] [ .... ] [ ]


به خاطر تو

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
.
..یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم
                   
                (به خاطر تو   )
[ جمعه 1390/06/11 ] [ 2:42 ] [ .... ] [ ]